مهدى محقق
37
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
نام كسى كه كتاب را تأليف كرده بايد در آغاز كتاب ياد شود و فايدهء آن اين است كه دانشجو گاهى از فهم برخى از معانى كتاب درمىماند و ناچار است كه از روى تقليد مطلبى را بپذيرد . حال ، اگر مؤلف به فضل و درستى فكر و صوابانديشى معروف باشد ، روح دانشجو به پذيرفتن آن از روى تقليد آرام مىگيرد تا آنگاه كه فهم او قوى شود و تمكّن استدلال و توصل به شناسايى برهان پيدا نمايد . الأسيلم 117 / 4 رگى است كه ميان خنصر و بنصر ( انگشت پنجم و چهارم ) قرار دارد و از شعب رگ باسليق است . الإضافة 78 / 15 اضافه نسبت ميان دو چيز است كه هريك از آن دو باوجود ديگرى موجود مىشود ؛ مانند نسبت فرزندى كه ميان پدر و پسر است و نسبت برادرى كه ميان دو برادر است . الإضافة 81 / 6 يكى از اقسام متقابلان اضافه است مانند پدرى و فرزندى ؛ زيرا ، يك شخص مىتواند پدر و فرزند باشد ، ولى پدرى و فرزندى در او از يك جهت جمع نمىشود ؛ يعنى زيد مثلا نمىتواند پدر و فرزند عمرو باهم باشد . الاضمحلال 98 / 11 رجوع شود به « الذبول » . الأعضاء الآلية 112 / 12 « 14 » اعضاى ابزارى بزرگ كه بدن را تشكيل مىدهند هفتند : اول ، سر و گردن ؛ دوم ، سينه ؛ سوم ، شكم ؛ چهارم ، پشت ؛ پنجم ، دو دست ؛ ششم ، دو پا ، هفتم ؛ نرّه ( آلت تناسلى ) . الأفرسة رجوع شود به « الفرسة » . افسطيقوس 161 / 8 « 15 » تب دق ( الحمّى الدّقّى ) است و معنى كلمه ، رسوخ يابنده است . الأفعال 105 / 17 افعال عبارتند از تأثيراتى كه از قواى طبيعية و نفسانية صادر مىشود و بر دو بخش تقسيم
--> ( 14 ) . اعضاى آليه از اين جهت آليه ناميده مىشوند كه آنها آلت و ابزار نفس براى افعال و حركات هستند . بستان الاطباء ، ابن مطران ، ص 34 . ( 15 ) . از نشانههاى اقطيقوس آن است كه حرارت به حال خود تا فردا باقى بماند و سرفه با آن تهييج گردد و رنگ ديگرگونى پذيرد . فردوس الحكمة ، ص 290 .